خرید بک لینک

تصمیم گرفتم، اما خب دلم چیز دیگه ای میگه فقط با مشورت تصمیم گرفتم، شرایط اینطور شد. سردرد شدیدی رو چندین روزه تحمل میکنم.

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:59

الهی صبرم را بر بی قراری ام مسلط کن و افکارم را همسوی با احساساتم قرار بده، آمین

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:59

انسان با پرسش از چیستی شروع میکند، وقتی که کودک است. در واسط جوانی سوالاتش با کلمه چرا؟ آغاز می شود و در اواسط زندگی اش با واژه ی پرسشی چگونه؟ و این پاسخ به چگونگی است که زندگی را می سازد. جالب اینکه بسیاری از انسان ها با وجود داشتن زبان درازی مثل گاو هیچ وقت به مرحله ی پرسش هایی از جنس چگونگی نمی رسند و اینگونه از دنیا می روند.

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:59

سنگین شده درونم آنقدر که دوست دارم موجی از اشک با ماکزیمم سرعت بیایید و تمام هندسه ی غم هایم را بشوید و ببرد تا بیرون از نفس هایم، نام آوایی برای حالم پیدا نمی کنم ولی ماه می تواند مرا کمک کند حیف تنها دیدن در آسمان از او به ما رسیده....

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06


چه زبان ها که گفتند ولی نمی دانستند و چه زبان ها که خموش اند و ده برابر می دانند....
تمام هر آنچه می نویسم از عقل شیرین خود است اگر از سایرین بگویم حتما منبع ذکر می شود...

برچسب: ژرفای,سکوت, نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06


چه زبان ها که گفتند ولی نمی دانستند و چه زبان ها که خموش اند و ده برابر می دانند....
تمام هر آنچه می نویسم از عقل شیرین خود است اگر از سایرین بگویم حتما منبع ذکر می شود...

برچسب: نگرش,منطق, نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06

شیدایی و رسوب غمم

حرف های دلی

ماضی، مضارعِ دل

تقدیر قشنگ،آسمان کبود

اینها که بر شمردم و آسان نوشتنش

حالم همین و قسمت تنهایی حاصلش

برچسب: مضارع, نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06


چه زبان ها که گفتند ولی نمی دانستند و چه زبان ها که خموش اند و ده برابر می دانند....
تمام هر آنچه می نویسم از عقل شیرین خود است اگر از سایرین بگویم حتما منبع ذکر می شود...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06

از برترین سعادت ها این است که فردی که دوستش داری تو را به خدا دعوت کند و از بدترین عذاب ها این است که فردی را که دوست داری تو را به غیر خدا دعوت کند...

سادگی بهترین هدیه ی خدا برای معشوقه ام است که حراست از آن بر عهده من است....

سبک برخورد انسان ها با فقرا به من می آموزد که حد اخلاقی آنها چقدر است.....

گذر زمان و تاریخ شدن آن زمان است که بزرگ ترین پند را به تو می دهد....

برچسب: نوشته, نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06

امشب جز شب هایی است که گیج شدم چی بنویسم.... یک شعر نوشتم پاک کردم یک جمله نوشتم پاک کردم کمی می ترسم که نکند خودم را هم در این پاک کردن ها پاک کردم چون نمی توانست حسی را در مخاطبش ایجاد کند....

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06


چه زبان ها که گفتند ولی نمی دانستند و چه زبان ها که خموش اند و ده برابر می دانند....
تمام هر آنچه می نویسم از عقل شیرین خود است اگر از سایرین بگویم حتما منبع ذکر می شود...

برچسب: بدگذشت, نویسنده: مهران سامانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:06

فهمیدن اینکه نادانی به تو کمک می کند که حرکت کنی و دانا شوی و این دانا شدن کلیت نمی آورد بلکه با دانستن بیشتر، در واقع بیشتر متوجه می شوی که نادانی و همین است که هرگز دست از علم بر نمی داری....

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06

صفحه بندی